يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
86
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
همه را در يك كاسه آب جوشانند تا بنيمه كمتر آيد صاف كنند و بيست مثقال شيرخشت در آب آن حل كرده صاف كرده بياشامند علاج امراض كرده و مثانه حصاة الكلى علاج امراض كرده و مثانه حصاة الكلى يعنى سنك كرده علامتش ظهور ريكهاى سرخ يا زرد يا سبز در بول است رباعيه چون سنك درون كرده كردد مدرك * زان درد زند كرده چو ناوك تيرك بايد كه بناشتا خورد صاحب آن * خاكستر چوب تاك در آب خسك ريح الكليه ريح الكليه يعنى باد كرده علامتش انتقال درد از موضعى بموضعى و عدم كرانى است رباعيه در كرده كس چو باد كردد مدرك * نافع باشد كماد اسبوس و نمك هر روز بناشتا خورد ماء اصول * بيمار در اين مرض چو افتد زيرك صفت ماء الاصول صفت ماء الاصول در علاج فالج كذشت ضعف الكليه ضعف الكليه يعنى ضعيفى كرده علامتش آنست كه رنك بول مشابه آبى بود كه كوشت تازه در آن شسته باشند رباعيه چون كرده شود ضعيف بىمكث و درنك * از بهر دوا فلوينا آر بچنك كز سستى اگر قضيب چون موم بود * از قوت كرده سخت كرد و چون سنگ صفت فلونيا صفت فلونيا فلفل و بزر البنج